﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>به دنیای سپید؛ خوش آمدید</title>
    <description>اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست, او جانشین همه ی نداشتنی هاست!</description>
    <link>http://doniayesepid.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>سارا</managingEditor>
    <lastBuildDate>Sun, 25 Mar 2012 11:13:46 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>آدرس</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;سلام دوستان عزیز&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سال نو تون مبارک.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دوستان خوبی که به من محبت داشتند و تنهام نذاشتند واقعاً ازشون ممنونم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دوستان من واقعاً نمی دونم چی باید بگم.یه بار کد تصویر هنگام ارسال نظر در سایت بلاگفا فارسی میشه و باعث میشه من به هیچ دوستی در بلاگفا نتونم نظر بدم و بنابر این دوستان بلاگفایی هم لطف می کنند و به من سر نمی زنند.با کلی پیگیری و درخواست عده ی کثیری از نابینایان بالاخره آقای علیرضا شیرازی بزرگوار کد بلاگفا رو به حالت انگلیسی قبل بر میگردونند اما متوجه میشیم که بله،این بار نوبت پرشین بلاگ شده.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دوستان من دیگه نمی تونم به هیچ کدوم از شما پرشین بلاگیها نظر بدم پس این رو مبنی بر بی وفایی و فراموشی نذارید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;کسانی که به اینجا سر می زنند از این به بعد آدرس من این شده&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://yaasamin.mihanblog.com/"&gt;http://sara-91.blogfa.com&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اما شرمنده ی دوستان پرشین بلاگی هستم و همینجا عید رو به همه شون تبریک میگم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;امیدوارم شما مثل دوستان بلاگفا نباشید که به خاطر عدم ارسال نظر از جانب من همگی فراموشم کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;یا علی&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://doniayesepid.persianblog.ir/post/103</link>
      <author>سارا</author>
      <comments>http://doniayesepid.persianblog.ir/comments/280429/9167413/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-280429.post-9167413</guid>
      <pubDate>Sun, 25 Mar 2012 11:13:46 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>دانلود کتاب های صوتی (پست خاص)</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;با سلام به همگی دوستان عزیز.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;این پست به درخواست چند تن از همنوعان عزیز در این وبلاگ قرار دادم و اختصاص داره به دانلود کتاب های صوتی که توسط خودم برای ارائه به همه ی نابینایان عزیز آماده شده.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;لینک مستقیم کتابهایی که طی یکی دو سال اخیر آماده کردم رو اینجا می ذارم تا هر کدام از عزیزان خواستند به راحتی دانلود کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;"از تمامی عزیزان خواهش مندم نظرات خود را مبنی بر نوع خواندن و اشکالات خواندن و کلاً پیشنهادات و انتقاداتشان را اینجا مطرح کنند تا در ضبط کتاب های بعدی انشاء الله مشکلی پیش نیاد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;"نام کتاب ها و لینک دانلود:&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;آرزوی اسرار آمیز بوبو&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://sara68.persiangig.com/audio/arezooyeh%20asrar%20amizeh%20bobo.mp3"&gt;دانلود با لینک مستقیم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;از کیمیای مهر&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://sara68.persiangig.com/az%20kimiyaye%20mehr.zip"&gt;دانلود با لینک مستقیم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;علی بابا و چهل دزد&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://sara68.persiangig.com/alibaba%20va%20chehel%20dozd.mp3"&gt;دانلود با لینک مستقیم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;عشقی در برهوت&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://sara68.persiangig.com/audio/ketab.zip"&gt;دانلود با لینک غیر مستقیم (پرشین گیگ)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دوستان عزیز چند کتاب دیگر نیز در حال آماده شدن هست انشاء الله به زودی در همین وبلاگ قرار خواهم داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;منتظر نظرات شما هستم.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://doniayesepid.persianblog.ir/post/101</link>
      <author>سارا</author>
      <comments>http://doniayesepid.persianblog.ir/comments/280429/8770863/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-280429.post-8770863</guid>
      <pubDate>Fri, 20 Jan 2012 16:14:24 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>خداحافظ</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;img style="width: 146px; height: 168px;" src="http://www.animated-gifs.eu/phone-240x320-angels/0029.gif" alt="Animated wallpaper, screensaver 240x320 for cellphone" width="240" height="320" border="1" /&gt;تمام شد چهار سال انتظار،تمام شد انتظاری که پایانش را هنوز باورم نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;چهار سالی که به اندازه ی چندین سال به تجربیاتم افزوده شد.فهمیدم هستند کسانی که نام دوستی را یدک می کشند ولی پای عمل که رسید پشتتو خالی می کنند.هستند کسانی که واژه ی دوستی در مقابل محبتاشون کم میاره و واقعاً فراتر از یک دوست،همراه تو بودند و نه در م و نه در شادی،در همه حال ترکت نکردند و تنهات نذاشتند.&lt;span class="graphic"&gt;&lt;span class="graphic"&gt;&lt;span class="graphic"&gt;&lt;span class="graphic"&gt;&lt;span class="graphic"&gt;&lt;span class="graphic"&gt;&lt;span class="graphic"&gt;&lt;span class="graphic"&gt;&lt;span class="graphic"&gt;&lt;img style="width: 233px; height: 142px;" src="http://www.allgraphics123.com/graphics/friendship/friendship112.gif" alt="Friendship Graphic #112" width="149" height="163" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;کسانی که اگر من کتابها در باره خوبی و محبتشون بنویسم کم نوشتم و ذره ای نمیتونه جبران این لطف رو داشته باشه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;یکی از این فرشته ها&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://languagelovelovelanguage.persianblog.ir/"&gt;الهه ناز&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بود که واقعاً من موندم چطور و با چه زبانی از محبت هاش در طول این چهار سال تشکر کنم که یک پنجم از لطفشو جبران کنه.&lt;a href="http://shabahang20.blogfa.com/"&gt;&lt;img src="http://c.universalscraps.com/files/en/i.love.you/i_love_you_046.gif" alt="۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩- I Love You" width="160" height="130" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;همیشه حسرت داشتن یک دوست واقعاً دوست به دلم مونده بود که این آرزو با دوستی با الهه به کمال رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;کسی که نشد یک بار،حتی یک بار ترحم رو در کلام و رفتارش موج بزنه،بارها امتحانش کردم که بالاخره یه چیزی بگه که مبنی بر ترحم باشه ولی نگفت.بدون منت کنارم بود و بهتر از یک خواهر تمام کارهای مربوط به درس کتاب با حجم زیاد/،انتخاب واحد ها و...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;الهه ی خوبم،همینجا دستان پر مهرتو می فشارم و می تونم تنها این دعا رو برات بکنم: "خدایا! هیچوقت تنهاش نذار"&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;این بهترین دعای من برای تو خوبم هست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دوست خوب دیگرم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://feryjingelbey.persianblog.ir/"&gt;خورشید خانوم مهربون&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;هست که اونم خیلی به من کمک کرد که جای بسییییییییی قدر دانی و تشکر داره.عزیزم،فارغ التحصیل شدنت مباااااااارک.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;از خدای منان بهترین ها رو برات آرزو میکنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;توی این چهار سال فهمیدم هستند استادانی که در حد شاگرد دبیرستانی هم اطلاع ندارند و استادانی که با وجود سن کم در حد یک آدم با تجربه می دونن.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;هر چی فکر می کنم نمی تونم تصور کنم دیگه دانشجو نیستم.دیگه از شب بیداریها و استرس امتحان خبری نیست.دیگه از ذوق کردن برای نمره ی خوب و اشک برای نخوندن نیست.دیگه خندیدن با بچه ها در محیط دانشگاه،انتخاب واحد و حرص برای تداخل کلاسها نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;الآن که دارم این مطلب رو می نویسم اشک تو چشمام جمع شده.حس می کنم یک عزیزی رو برای همیشه از دست دادم.نمی دونم این چه حالتیه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اما خدا را شکر! خدا را شکر که تونستم این مرحله از زندگی رو هم با موفقیت پشت سر بذارم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;ممنونم خدا که همیشه هوامو داشتی و داری.ممنونم که همه جا دستمو گرفتی و میگیری.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;حالا من موندم و سه تا آرزوی خوب که فقط یکیشو مینویسم اونم رفتن به زیارت خانه ی دوست *بهترین همراه*خدا ست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;خدایا پناه میبرم بر تو که تنها تو برای پناه بردن کافی هستی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;خدایا! شکر،شکر و هزاران بار شکر به خاطر تمامی خوبیهات.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;خداحافظ شبهای بیداری امتحان،خداحافظ برگه های استرس،خداحافظ سؤالات نا استاندارد پیام نور که اکثرش دوتا از گزینه هاش یکی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;خداحافظ کتابهای کارشناسی ارشدی که برای کارشناسی طرح ریزی میشد.خداحافظ کسانی که من خودمو کشتم نتونستم نظرتونو راجع به نابینایی تغییر بدم.خداحافظ فرشته!الهه ی ناز.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;هنوزم نمی تونم باور کنم قراره کمتر ببینمت!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دیگه نمیتونم بنویسم اشکام امونمو بریده.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://doniayesepid.persianblog.ir/post/100</link>
      <author>سارا</author>
      <comments>http://doniayesepid.persianblog.ir/comments/280429/8745266/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-280429.post-8745266</guid>
      <pubDate>Tue, 17 Jan 2012 07:00:48 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>با اعتماد به نفس زندگی کنید</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;اعتماد به نفس ما در دنیای امروز به دلیل گیر افتادن در رقابت با دیگران هر روزه مورد تهدید قرار میگیرد و آرامش درونی به سبب سرعت زیاد فعالیت های ذهنی و تاثیر شدید محرک های سریع بیرونی به تاراج می رود . انسانی که به سلامت جسم و روان خود اهمیت میدهد ، قبل از هر چیز باید نسبت به حفظ آرامش درونی و کسب اعتماد به نفس و خودباوری حقیقی همت نماید . برای رسیدن به این دو هدف بنیادین و اولیه ، روشی پیشنهاد می شود که طرح مشترک عارفان و روانشناسان است .&lt;br /&gt;1- وجود گرامی خود و دیگران را در دو سطح کاملاً متمایز ، تماشا و بررسی کنید :&lt;br /&gt;هسته درونی &amp;laquo; باطن&amp;raquo;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp; شاخ و برگ بیرونی &amp;laquo; ظاهر&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 12pt;" lang="FA"&gt;هسته درونی خود و دیگران را از ظاهر و شاخ و برگ همواره جدا نگه دارید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;- هسته درونی ما که فیلسوفان آن را &amp;laquo; وجود&amp;raquo; و روانشناسان &amp;laquo; شخصیت&amp;raquo; و عارفان &amp;laquo; روح&amp;raquo; می نامند و در ادبیات محاوره ای مردم به &amp;laquo; من&amp;raquo; تعبیر می شود :&lt;br /&gt;- همیشه خوب ، همیشه زیبا ، همواره خوشبخت است .&lt;br /&gt;- یگانه باطبیعت و جهان هستی ست .&lt;br /&gt;- جاودانه و بی انتهاست و محل دیدار با خداوند مهربان است .&lt;br /&gt;- در وحدت و یگانگی با روح دیگران است و در عین حال یگانه و ممتاز است !&lt;br /&gt;- سرشار از انرژی بی پایان الهی است .&lt;br /&gt;- محل دریافت الهام های غیبی و اشارت های الهی ست .&lt;br /&gt;- سرچشمه قدرت ، عظمت ، زیبایی و حقیقت است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;3- متاسفانه ماندن در این جایگاه و مقام برای ما دائمی نیست و ما معمولاً بیشتر اوقات خود را در شاخ و برگ بیرونی خود می گذرانیم &amp;laquo;حافظ دوام وصل میسر نمی شود&amp;raquo; ولی خوشبختانه اگر روزی 10دقیقه در این فضای عطر آگین ساکن شویم ، از انرژی و نشاط بی نظیر درونی خود بهره مند خواهیم شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;4- هدف نهائی همه پیامبران الهی و عارفان بزرگ این است که راه حضور در هسته درونی را به ما نشان دهند تا قدرت و غنای درونی ما را بیدار کنند .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;متاسفانه بسیاری ازآدم ها عظمت و قدرت و زیبائی را در بیرون خود جستجو&amp;nbsp; می&amp;not;کنند ، در حالیکه اگر کسی به هسته درونی خود اتصال نداشته باشد ، موفقیت های بیرونی به خوشبختی و نشاط درونی او کمکی نخواهند کرد زیرا او را در رقابت و سرعتی گرفتار خواهند کرد که اعتماد به نفس و آرامش درونی را خواهند ربود !&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد&amp;nbsp;وانچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد&lt;br /&gt;&amp;nbsp; توبه تقصیرخود افتادی ازاین در محروم&amp;nbsp;از&amp;nbsp; که&amp;nbsp; می نالی&amp;nbsp; و&amp;nbsp; فریاد&amp;nbsp; چرا می داری&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;5- تا زمانی که دست از تغییر دیگران بر نداریم و به بازسازی خود اقدام نکنیم راهی به درون نخواهیم داشت .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;6- برای رهائی از وسوسه تغییر دیگران &amp;laquo; که بسیار انرژی بر و بی فایده است&amp;raquo; ، زیبا و دل انگیز است که مسئولیت تمامی احساسات و رفتارها و پیامدهای بیرونی آنها را جداً بر عهده بگیریم و استقلال خود را اعلام کنیم و از بردگی محرک های بیرونی خود را رها کنیم و به آزادی برسیم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;7- هرگز صفت های منفی و ناخوشایند را به شخصیت و هسته درونی خود و دیگران نسبت ندهیم و درباره شخصیت دیگران قضاوت منفی نکنیم .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;هر قضاوت منفی که درباره شخصیت خود و دیگران &amp;laquo; به هر دلیلی&amp;raquo; داشته باشم ، ما را از هسته درونی مان دور می کند و بندهای بردگی روانی ما را محکم تر می کند و نزاع و درگیری و ناآرامی ، جانشین آرامی و مهربانی و صمیمیت و سلامتی می شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;8- تمرین زیر می تواند گامی مهم در رهائی از بردگی در ارتباطات و نزدیکتر شدن به هسته درونی و بهره برداری از اعتماد به نفس و آرامش درونی باشد : &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;- هنگام ناراحتی و برخورد باشرایط نامناسب &amp;laquo; به هر دلیلی&amp;raquo; :&lt;br /&gt;1- قاعده منفی ذهن را که از کودکی در ذهن ما ثبت شده و خود به به خود عمل می کند ، شناسائی و روی کاغذی نوشته و نابودش کنید :&lt;br /&gt;قاعده منفی و خطرناک ذهن :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 12pt;" lang="FA"&gt;من ناکام شدم، اشتباه کردم، ناراحت شدم، آدم بدشانس و بدبخت و بدی هستم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 12pt;" lang="FA"&gt;او اشتباه کرد، آدم بد و فلان و فلان است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;2- قاعده مثبت را با تکرار فراوان در ذهن ثبت کنید تا هسته درونی را ازآسیب&amp;nbsp; محرک های بیرونی سالم نگاه داریم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;من اشتباه کردم، ناکام شدم، آدم خوب و موفقی هستم، حتماً جبران می کنم و بهتر می شوم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;او اشتباه کرد، من ناراحت شدم، او آدم خوبی است، خداوند من و او را دوست دارد، من خوبم، او هم خوب است، راههای خوب را پیدا می کنم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;توجه : در این جانشین سازی قاعده ها ، جنبه های نامطلوب و منفی به احساس و رفتار نسبت داده شده است و هسته درونی و شخصیت سالم و پاکیزه مانده است. &lt;br /&gt;3- سوال منفی خطرناک ذهن این است که &amp;laquo; چرا باید اینطوری باشد؟&amp;raquo; چرا او باید این کارها را بکند؟ چرا ......؟ مگر من چه کار بدی کرده ام که .........؟&lt;br /&gt;به جای این سوال های منفی و خطرناک ، احساسات ناخوشایند خود را ابراز کنید و این سوال مثبت و خلاقانه را در ذهن بسیار زیاد تکرار کنید :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;حالا بهترین کارهایی را که می توانم برای رسیدن به موفقیت بهتر انجام دهم کدامند؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;&amp;nbsp;9- رفتارها ، احساسات و عقاید &amp;laquo; بخش بیرونی و ظاهری&amp;raquo; :&lt;br /&gt;- همواره مخلوطی از رفتارهای مثبت و منفی را در خود و دیگران می بینیم .&lt;br /&gt;- خوبی و بدی رفتارها نسبی هستند . در جائی یک رفتار خوب ، ممکن است بد جلوه کند و بر عکس. &lt;br /&gt;- یک رفتار در زمانی خوب و در زمانی دیگر ممکن است بد به نظر آید .&lt;br /&gt;- رفتار 100% مثبت و درست و رفتار 100% منفی و نادرست وجود خارجی ندارند .&lt;br /&gt;- منشا رفتارهای ما ، احساسات ما هستند .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;- احساسات ما به خوشایند و نا خوشایند تقسیم میشوند &amp;laquo; نه بد و خوب&amp;raquo;&lt;br /&gt;- احساسات خودو دیگران را ارزیابی نکنیم . &lt;br /&gt;-&amp;nbsp; برای رهائی از بردگی و رسیدن به آزادی و تسلط بر خود:&lt;br /&gt;1- رفتارهای منفی خود را از رفتارهای مثبت کاملاً جدا نگه دارید .&lt;br /&gt;&amp;nbsp;2- از رفتارهای مثبت خود لذت ببرید و از خداوند سپاسگزاری کنید .&lt;br /&gt;&amp;nbsp;3- رفتارهای منفی خود را بشناسید و بپذیرید و آنها را به رفتارهای مثبت تبدیل کنید .&lt;br /&gt;&amp;nbsp;4- رفتارهای منفی و مثبت دیگری را از هم جدا کنید .&lt;br /&gt;&amp;nbsp;5- رفتارهای منفی خود و دیگری را به حساب شخصیت نگذارید .&lt;br /&gt;&amp;nbsp;6- نخواهید که کامل باشید و یا دیگران کامل باشند ، بپذیرید که همیشه ناقص اما خوب هستیم.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;7- فوراً به خطای خود اعتراف کنید ، آن رابپذیرید و در صدد جبران برآئید .&lt;br /&gt;&amp;nbsp;8- بر خطای دیگران تاکید نکنید و صرفاً احساس ناخوشایند خود را ابراز کنید .&lt;br /&gt;&amp;nbsp;9- کار اصلی ما کشف خطاهای خود و تبدیل آنها به زیبائی و خوبی ست .&lt;br /&gt;&amp;nbsp;10- همه ما عاشق خطاکاروناقص خوب هستیم &amp;rsquo;همیشه&amp;lsquo; تا روزی که در این جهان هستیم .&lt;br /&gt;&amp;nbsp;11- برای تبدیل احساس ناخوشایند به احساس خوشایند از جزوه &amp;laquo;دل پاک&amp;raquo; و نوار پالایش&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; روح استفاده کنید &lt;br /&gt;توجه ویژه : وقتی هسته درونی را کاملاً مثبت نگاه داریم ، انرژی مثبت ان به تدریج رفتارهای منفی ما و دیگران را &amp;laquo; بنابر قاعده هماهنگی&amp;raquo; به رفتارهای مثبت تبدیل می کند ، از محیط بیرون فقط مثبت ها را جذب می کند .&lt;br /&gt;10- روش های دیگر برای ورود در عرصه هسته درونی و آرامش بیکران :&lt;br /&gt;- آشتی با جسم و احوالپرسی دائمی از تک تک اندام ها .&lt;br /&gt;- دوست داشتن خود و دیگران همینطوری که هستم .&lt;br /&gt;- کاهش فعالیت نیمکره چپ و فعال کردن نیمکره راست .&lt;br /&gt;- دوستی با طبیعت و گفتگوی عاشقانه و تماشای عاشقانه طبیعت .&lt;br /&gt;- مراقبه &amp;laquo; سکوت و تماشای درون&amp;raquo; .&lt;br /&gt;- تمرین و مهارت زیاد در شنیدن و همدلی با دیگران .&lt;br /&gt;-&amp;nbsp; شادی و نشاط و حرکات موزون بدن و استراحت و ورزش مناسب .&lt;br /&gt;- زیبا پرستی و دل سپردن به زیبائی ها و ابراز هیجان های عاشقانه .&lt;br /&gt;- ابراز عشق و محبت به همسر ، فرزندان و ................... دوستان .&lt;br /&gt;- راز و نیاز عاشقانه با خدای درون .&lt;br /&gt;- برای مهارت در همه این ها به آموزه های مهندسی ذهن و &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" dir="ltr"&gt;N.L.P&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt; و عرفان دینی نیازمندیم .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;بازسازی شخصیت.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;1- طبق عادت و پیروی کورکورانه از آموزش های دیگران ، به خودمان نسبت ها و صفت های منفی را نسبت می دهیم .&lt;br /&gt;2- هر صفت منفی ، فرمانی ست که برای اجرا شدن به سیستم عصبی صادر می شود.&lt;br /&gt;3- تا زمانی که صفت های منفی در ذهن وجود دارد ، رفتارها و حالت های منفی و ناخوشایند بدون اراده و خود به خود تکرار می شوند .&lt;br /&gt;4- برای رسیدن به تعادل درونی و تسلط بر احساس و رفتار خود ، لازم است هر چه سریعتر شخصیت درونی خود را از صفت های منفی پاکسازی کنیم .&lt;br /&gt;تمرین زیر می تواند راهی موثر برای این هدف مقدس باشد :&lt;br /&gt;- 20 صفت منفی درونی شده را شناسائی کنید . برای این کار صد جمله ،&amp;laquo; من ....... هستم&amp;raquo;&lt;br /&gt;بنویسید و هر چه از صفت های مثبت و منفی که به ذهن می آید را بنویسید .&lt;br /&gt;- صفت های منفی را به گذشته نسبت دهید و صفت های مثبت را جایگزین آن کرده و تکرار نمائید .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;مثال :&amp;nbsp;من عصبانی هستم---&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;من عصبانی بودم&amp;nbsp;----&amp;gt; حالا کاملاً آرام هستم&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; من خجالتی هستم ---&amp;gt;&amp;nbsp;من خجالتی بودم&amp;nbsp;----&amp;gt; حالا ابراز وجود میکنم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;&amp;nbsp;با تکرار دائمی این عبارت ها ، شخصیت درونی خود را همواره قدرتمند،با نشاط ، زیبا و خلاق نگه دارید :&lt;br /&gt;- من اهل تغییر و در حال رشد هستم .&lt;br /&gt;- من سرحال و شاداب هستم .&lt;br /&gt;- من آرام و مسلط هستم .&lt;br /&gt;- من صمیمی و مهربان هستم .&lt;br /&gt;- من آینده ای درخشان دارم .&lt;br /&gt;- من همواره در پناه لطف خدای مهربانم هستم .&lt;br /&gt;- من تاثیرگذار و خلاق هستم .&lt;br /&gt;- من در مشکلات صبور و مقاوم هستم .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;" lang="FA"&gt;- من زیبا ، خوب ، موفق و محبوب خداوند هستم &lt;br /&gt;- من سرشار از انرژی الهی ام .&lt;br /&gt;- من جسمی سالم و زیبا دارم .&lt;br /&gt;- من تمرکزی عالی و حافظه ای بی نظیر دارم .&lt;br /&gt;- من ........................&lt;br /&gt;- اگر کسی&amp;nbsp; در بخش منفی خود و دیگران بماند ، به فردی منزوی ، افسرده و خجالتی و زودرنج و آسیب پذیر و منفی باف و ترسو تبدیل می شود.&lt;br /&gt;- اگر کسی فقط در بخش مثبت خود بماند و به منفی های خود توجه مثبت نکند ، به فردی خودپسند ، خود محور ، سلطه جو و انتقاد گر و ناآرام و عصبی تبدیل میشود و دوستان صمیمی خود را از دست میدهد .&lt;br /&gt;- اگر کسی به بخش مثبت دیگران نگاه کند و به منفی های انها توجه مثبت نداشته باشد ، در دام دیگران اسیر می شود و بازیچه و قربانی دیگران خواهد شد و بارها و بارها فریب خواهد خورد و کارش شکایت دائمی از دیگران است .&lt;br /&gt;- اگر کسی در بخش مثبت خود باشد ولی به هسته درونی خود تکیه نکند ، مثبت های او کمکی به خوشبختی او نخواهند کرد .&lt;br /&gt;- وقتی شما در هسته درونی خود ساکن می شوید و از آنجا به خود نگاه می کنید ، با دیدن مثبت های خود انرژی و اعتماد به نفس پیدا می کنید و با دیدن منفی های خود متواضع و مهربان خواهید شد و با تبدیل منفی ها به مثبت ها ، در مسیر رشد و خلاقیت دائمی قرار&amp;nbsp;&amp;nbsp; می گیرید&amp;nbsp; و زندگی حقیق یعنی همین .&lt;br /&gt;- وقتی که با هسته دورنی خود در ارتباط هستید ، هیچ عامل بیرونی نمی تواند شادی و نشاط و سرزندگی و پویائی درونی شما را کند و یا متوقف کند بلکه موانع بیرونی باعث خلاقیت بیشتر شما خواهد شد .&lt;br /&gt;- زندگی در هسته درونی یعنی رشد دائمی و تولد دائمی و این تولد بر شما مبارک باد &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://doniayesepid.persianblog.ir/post/97</link>
      <author>سارا</author>
      <comments>http://doniayesepid.persianblog.ir/comments/280429/8523242/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-280429.post-8523242</guid>
      <pubDate>Tue, 13 Dec 2011 19:26:28 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;هر کجا روی نهادم غم عظمای تو بود؛&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;کربلای دگرم شامِ غم افزای تو بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;تا ابد بر سر سودایی ما خاکِ عزاست؛&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;آن غباری که به رخسارِ دلآرای تو بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;یاد قتل پسر فاطمه می کشت تو را!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;کی روا زهر جفا بر تو ز اعدای تو بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;بعد مرگ تو عزیزان تو دیدند هنوز؛&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اثر حلقه ی زنجیر به اعضای تو بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;با که گویم که به تسکین دلت بر ره شام،&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;پیش رویت به سر نی، سر بابای تو بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;خلق بر سایه ی لطفت همه آرام،ولی!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اثر تابش خورشید، به سیمای تو بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;پدرت کشته ی آزادی و دین گشت ولی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;رمز پیروزی او خطبه ی غرای تو بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;بعد مرگ تو یتیمان همگی دانستند؛&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;که چراغ شبشان طلعت زیبای تو بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;"غلام رضا سازگار."&lt;img src="http://up.vatandownload.com/images/j4yz1otlt5w17ghsxdxi.jpg" alt="" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;(((چقد خوبه با خدا حرف بزنی، واقعاً آرامش به تمام معناست))(&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;پی نوشت: از کسانی که نوشته های من رو می خوانند "که فکر کنم جز آقای مهدی پ کس دیگه ای نباشه"&lt;a href="http://www.mysmiley.net/freesmiley.php?smiley=angel/angel04.gif"&gt;&lt;img src="http://serve.mysmiley.net/angel/angel04.gif" alt="" width="29" height="29" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; خواهش می کنم در این شب های عزیز برام دعا کنند که خیلی نیاز دارم.ممنون&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://doniayesepid.persianblog.ir/post/96</link>
      <author>سارا</author>
      <comments>http://doniayesepid.persianblog.ir/comments/280429/8485947/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-280429.post-8485947</guid>
      <pubDate>Wed, 07 Dec 2011 17:00:02 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>شام غریبان</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;گذشته تیغِ آفتاب از لبِ بام،&lt;br /&gt;اسیران جملگی اندر رهِ شـام،&lt;br /&gt;شده دامانِ زینب، خیمه غم،&lt;br /&gt;و آن خیمه شده مأویِ ماتم،&lt;br /&gt;برایِ کودکـانِ خسته از شب!&lt;br /&gt;برایِ نوجوانی خسته از تب!&lt;br /&gt;که خون بارند از دیده،چو باران،&lt;br /&gt;و می پرسند عمـه کو پدر جـان؟&lt;br /&gt;و عمه با گلویی صد گره دار،&lt;br /&gt;خمیده قامتش در سـوگِ سردار،&lt;br /&gt;به طفلان گویدای لب تشنگانم!&lt;br /&gt;و همراهانِ رنجـور و جوانـم،&lt;br /&gt;پدر مانده تنش بر دشتِ خونین،&lt;br /&gt;سرِ پاکش بوَد بر نیـزه ی کین!&lt;br /&gt;ببینید آن سری کـز هر سـرِ نـاز،&lt;br /&gt;فروزانتر، و خوشتر خوانَد آواز،&lt;br /&gt;و از هر نیزه ای پیش و بلند است،&lt;br /&gt;لب اش خشکیده واندر شهدِ خند است،&lt;br /&gt;همان کهِ چشم از مـا بر ندارد،&lt;br /&gt;تو گویی بهرِ ما از دیده بارد،&lt;br /&gt;حسین است و هنوز هم تشنه کام است،&lt;br /&gt;نه در اندیشه ی خود، فکرِ شام است!&lt;br /&gt;نه اندر فکرِ شامِ تارِ خویش است،&lt;br /&gt;برای شامِ تارِ مـا پریش است!&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;عزیزِ ســر گرانم ای برادر!&lt;br /&gt;مگر زینب نباشد،جانِ خواهر،&lt;br /&gt;که بگذارد،درآن شامِ غریبان،&lt;br /&gt;شوَد احـوالِ طفــلانت پریشان،&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;و دیدند آن زمان دارِ شبانه!&lt;br /&gt;لبانِ تشنـه را زد تازیانه!&lt;br /&gt;و دیدند آن که شیر از فاطمه خورد،&lt;br /&gt;چگونه آبِــرو از کافـران بُرد...&lt;br /&gt;_____________________________&lt;br /&gt;خورشید، سوگوار&lt;br /&gt;قافله بی سالار&lt;br /&gt;اسب ها داغدار!&lt;br /&gt;نیزه ها سرافکنده و &lt;br /&gt;بی قرار!&lt;br /&gt;چشم شامیان، اشکبار&lt;br /&gt;و شب کوفیان،&lt;br /&gt;هرگز سحر نشد!؟&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://doniayesepid.persianblog.ir/post/95</link>
      <author>سارا</author>
      <comments>http://doniayesepid.persianblog.ir/comments/280429/8478511/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-280429.post-8478511</guid>
      <pubDate>Tue, 06 Dec 2011 14:57:11 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سلام بر تاسوعای حسین</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;سلام بر خیام شمس الشموس ولایت(ع) در سرزمین کربلا در روز تاسو عا ی سال 61ه.ق.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;سلام بر حریم حسین(ع)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;سلام بر حسین(ع)سلام بر فرزندان حسین(ع)سلام به برادران حسین(ع)سلام بر علمدار حسین(ع) سلام بر ششماهه حسین(ع)سلام بر شیر زن کربلا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;ام المصائب(س).و سلام بر نهمین روز محرم روز تاسوعا.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;یا حسین!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;این چه حزنی است نهفته در نام تو،که بی اختیار دلها را می شکند؟؟؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;و اشکها را پشت پلکها بیقرار می کند؟؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;و جگرها را خواه ناخواه به آتش می کشد...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;آدم (ع) که برای پذیرش توبه اش ،خدای خود را به اسماء الهی سوگند می داد-&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;وقتی به نام تو رسید بی اختیار دلش شکست...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;از جبرئیل پرسید:این چه سرّیست که فرق دلها را می شکافد؟؟؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;و آسمان چشم را بارانی می کند؟؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;و آن هنگام که جبرئیل مصیبت عظیم عاشورا ی تو را برایش خواند...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;بی اختیار دلش شکست و بسیار گریست.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;حسین جانم!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;این گریه دست ما نیست،ما برای ثواب گریه نمی کنیم...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;گریه کردن بال بسته می خواهد...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;گریه کردن دل شکسته می خواهد...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;دل ما از سنگ هم که باشد ،باز خونین است...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;کدام سنگ را سراغ دارید که با شنیدن مصیبت کربلای حسین&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;دلش خونین نشود؟؟؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;حسین جانم!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;مــا را از شمیم دلربای کربلایت معطر کن.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;ماجرای شور انگیز کربلا و قطره قطره اشکهایی که برای ما تسبیح دعا خواهند شد انشاءالله...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;چگونه می شود که بر فراز قله ی حقیقت بایستی و بگویی:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;" هــَلْ مِـنْ ناصِرٍ یَنْصـرْنی؟؟"&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;وما...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;در حسرت این 14 قرن دیر رسیدن به عاشورای تو در خویش مچاله نشویم؟؟؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;ای خدای زینب(س)!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;تو را به عظمت ام المصائب ،سوگند می دهیم که جلوه ای از جلال او را به مردان و زنان ما بیاموز تا جلوه های دنیایی شان رنگ بازد...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;ای خدای علی اکبر(ع)!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;در سنت رنج عزیزان پیش پای محبوب دلها،ما را روسفید گردان...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;ای خدای حبیب!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;دل ما را تا دم کهولت و پیری، جوان عشق حسین(ع) نگه دار....&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;ای خدای کربلا!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;ما را هر روز با معارف قرآن آشنا تر کن.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;آمین یا رب العالمین&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;پس قدرِ قدرِ این ایام را بدانیم شاید آخرین محرمی است که به ما فرصت-&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;داده اند که خودسازی کنیم...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;با شناخت حسین و هدفش و راهش و پیامش...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;در این روزهای عزیز دعا برای همدیگر را فراموش نکنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;أَیــْنَ الطّالِــبُ بِـــدَمِ الْـمَقْتوُلِ بِکـــَرْ بَلا؟؟؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;اللهـــــــم عجل لولیک الفرج&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://doniayesepid.persianblog.ir/post/94</link>
      <author>سارا</author>
      <comments>http://doniayesepid.persianblog.ir/comments/280429/8468411/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-280429.post-8468411</guid>
      <pubDate>Sun, 04 Dec 2011 16:31:04 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سلام بر محرم</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;img src="http://img.tebyan.net/big/1386/10/24917621158332422120104528044541101133.jpg" alt="محرم، امام حسین" /&gt;ای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده&amp;lrm; اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده&amp;lrm; ای!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;ای ماه خون! بار دیگر از راه می&amp;lrm;رسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله&amp;lrm;های سرخ را به گوش جان می&amp;lrm;رسانی.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;دوباره سکوت تاریخ را در هم می&amp;lrm;شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره&amp;lrm;ها آزاد می&amp;lrm;کنی.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;بانگ چاووش کاروانت به گوش می&amp;lrm;رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می&amp;lrm;خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می&amp;lrm;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است،&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;محرم نقطه پرگار اهل&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم&amp;lrm;ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است. محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;و سلام بر حسین! سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین! نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت. سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد، و سلام بر حسین، سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند &amp;laquo;البلاء للولا&amp;raquo; با خون حسین تفسیر شد و&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&amp;lrm;شیرازه، جسمش را به&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت،&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین (علیه السلام) فراموش خواهد شد. حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد. پس بر او سلام باد.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://doniayesepid.persianblog.ir/post/93</link>
      <author>سارا</author>
      <comments>http://doniayesepid.persianblog.ir/comments/280429/8429122/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-280429.post-8429122</guid>
      <pubDate>Mon, 28 Nov 2011 18:03:38 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>غدیر</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : امتداد خورشید عالم تاب بعثت در جاری زمان و مکان&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : تبر بت شکن ابراهیم خلیل الله بر دوش پرشکوه علی مولا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : پیدایش نهری از نور در کویر تفتیده ظلمت ها و تاریکی ها&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : ظهور ساحل سیمگون از پگاه امید در سیاه شامگاه جهل و نادانی ها&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : فریاد فرشته رهایی در روزگار مشحون از تحیر و سرگشتگی مردم از فریب و نیرنگ ها&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : نجابت بشریت گرفتار در هفت خوان دسائس و طلسم وسوسه ها&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : طلوع نورانی حقیقت دین در بستر حرکت سیاسی عصرها و نسل ها&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : مناره بلند نور در فرا راه گمگشتگان و متحیران در کوره راه ها&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : خروشان رود نجات انسان ها از سرچشمه حرا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : تداوم جریان نبوت در ولایت حضرت من کنت مولاه ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : تجلی حکومت نمونه صالحان در شایسته ترین شیوه اعلا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : حساس ترین فراز تاریخ برای تکامل انسان ها&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : ادامه بعثت در سیر تکاملی عاشورا تا ظهور آخرین قائم حق حضرت مهدی والا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : اکمال دین و اتمام نعمت برای دین باوران دانا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : عصای موسی، دم مسیحا، فرود کشتی نوح بر کوه جودی در هنگامه بلا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : تبریک به پیروان راستین ولایت عظما&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;غدیر یعنی : ... و یعنی ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;سالروز غدیر خم، تاسیس اصل امامت و ولایت حقه حضرت امیرالمومنین مولی الموحدین علی بن ابیطالب علیه السلام بر عارفان حضرت و پیروان مکتب تشیع بسیار مبارک باد&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://doniayesepid.persianblog.ir/post/92</link>
      <author>سارا</author>
      <comments>http://doniayesepid.persianblog.ir/comments/280429/8337565/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-280429.post-8337565</guid>
      <pubDate>Mon, 14 Nov 2011 20:06:11 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>برای قربانی کردن اسماعیلت آماده ای؟</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اکنون به قربان گاه رسیدی. آنجا که ابراهیم، اسماعیلش را قربانی کرد. تو نیز باید اسماعیلت را قربانی کنی.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;حال اسماعیل تو کیست؟ چیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;مقامت؟ آبرویت؟ موقعیتت؟ شغلت؟ پولت؟ خانواده ات؟ نامت؟ جوانی ات؟ زیبایی ات؟ این را تو خود می دانی، هرچه هست و هرکه هست، باید به منی آوری و قربانی کنی.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;من فقط می توانم نشانی هایش را به تو بدهم:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;- آنچه تو را در ایمان ضعیف می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;- آنچه تو را در &amp;laquo;رفتن&amp;raquo; به &amp;laquo;ماندن&amp;raquo; می خواند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;- آنچه تو را در راه &amp;laquo;مسئولیت&amp;raquo; به تردید می افکند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;- آنچه تو را به خود &amp;laquo;وابسته&amp;raquo; کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;- آنچه نمی گذارد حقیقت را اعتراف کنی.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;- آنچه عشق به آن کور و کرت می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;- و آنچه تو را به توجیه های مصلحت جویانه می کشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;سالخورده مردی در پایان عمر، پس از یک قرن زندگی پر کشاکش، پس از آوارگی ها و تلاش و درگیری با جهل قوم و جور نمرود و بت پرستی و خرافه های ستاره پرستی و شکنجه زندگی، اکنون در زیر بار سنگین رسالت توحید و مسئولیت روشنگری، پیر شده است و باید اسماعیلش را قربانی کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اسماعیل برای پدر تنها یک پسر نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اسماعیل پایان یک عمر انتظار بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;پاداش یک قرن رنج&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;ثمره یک زندگی پر ماجرا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;تنها پسر جوان یک پدر پیر&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;و نویدی عزیز پس از نومیدی تلخ!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اسماعیل اکنون نهالی برومند شده است. او جان ابراهیم است. تنها ثمر زندگی، تمامی عشق و امید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;laquo;ابراهیم! با دو دست خویش کارد بر حلقوم اسماعیل بنه و بکش&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;مگر می توان با کلمات، دشواری آن پیام را توصیف کرد؟ اندازه درد حتی در خیال هم نمی گنجد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اما فرمان، فرمان خداست.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;laquo;ابراهیم! انتخاب کن: یا خدایت را یا اسماعیلت را&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;حجت بر ابراهیم تمام شده و او تسلیم حق است. به نیروی خدا برخاست و قربانی جوان خویش را که آرام و خاموش ایستاده بود، به قربانگاه برد. خود را به خدا سپرد و کارد را بر حلقوم قربانی اش فشرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اما ...&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;آخ! این کارد!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;این کارد ... نمی برد!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;این چه شکنجه بی رحمی است!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;کارد را به خشم بر سنگ می کوبد!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;که ناگهان گوسفندی و پیامی که: &amp;laquo;ای ابراهیم! خداوند از ذبح اسماعیل تو در گذشته است و این گوسفند را فرستاده تا به جای او ذبح کنی&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;و اکنون تو ای که به منی رسیده ای، ابراهیم وار باید قربانی ات را آورده باشی. باید از آغاز اسماعیلت را برای ذبح در منی انتخاب کرده باشی.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;نیازی نیست کسی بداند. باید خود بدانی و خدا. اسماعیل تو، بند آزادی ات شده و همچون غل و زنجیر به زمین استوارت بسته. نمی گذارد بروی. همان که با ابلیس هم داستان می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اکنون آن را بجوی و بردار و در منی ذبح کن.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;این چنین است که خدا ذبح گوسفند را به عنوان قربانی از تو می پذیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اکنون ابراهیم شده ای!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;ای که در راه خدا تیغ بر حلقوم اسماعیل نهادی. به منی آوری تا اسماعیل را بکشی، اما دست هایت اکنون به خون ابلیس آغشته است و اسماعیلت را سرشار از افتخار در کنار داری!&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;در ذبح اسماعیل، به رمی ابلیس می رسی.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;کسی قادر است ابلیس را به زانو درآورد که اول از بند اسماعیل خویش آزاد شود و تا دلهره اسماعیل در تو هست، ابلیس در عقبه برپاست.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اکنون ابراهیم شده ای و ابلیس را به خاک افکنده ای. اسماعیلت را از قربانگاه بازگردان. آنچه باید ذبح می کردی، اسماعیل نبود؛ بند اسماعیل بود و دستاویز ابلیس.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://doniayesepid.persianblog.ir/post/91</link>
      <author>سارا</author>
      <comments>http://doniayesepid.persianblog.ir/comments/280429/8285700/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-280429.post-8285700</guid>
      <pubDate>Sun, 06 Nov 2011 20:07:25 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
