به دنیای سپید؛ خوش آمدید

اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست, او جانشین همه ی نداشتنی هاست!

سلام

این رو برای تست میذارم میخوام ببینم چطور میشه

دلم گرفته

از دست آدمهایی که یک روز میآیند؛ روز دیگر میروند

از دست همه دلم گرفته

نوشته شده در چهارشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۳| ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ| توسط سارا| نظرات () |

خدایا! در چندمین شب آفرینش نامم را در شمار زندگان نوشتی که هنوز تنم به رنگ دریاست و نفسم بوی گل سرخ میدهد.

در چندمین روز آفرینش گل مرا سرشتی که از آن روز تا کنون عاشق بوده ام و خواهم بود.

خدایا! من با کدام کوه قدم بر زمین گذاشتم؟

با کدام گل روی ابرها افتادم؟

با کدام شعله دوزخ را شناختم؟ و با کدام سیب و گندم از بهشت دور شدم؟

خدایا ! وقتی تو را دیدم دنیا آنقدر برایم کوچک شد که در کف دستم جای گرفت, و ستاره ها یکی یکی در سطرهای سفید دفترم نشستند.

خدایا! میترسم روزی نقاب از چهره ام برداری و مرا آنگونه که هستم به دیگران نشان دهی, و آنگاه نقاب بزرگ را از روی جهان کنار بزنی و پنجره ها را برای همیشه ببندی.

خدایا! میترسم حتی روزی روزنه ای برای دیدن تو باقی نماند, و سیلاب گناهانم همه ی چمنزارها و باغها را با خود ببرد و هیچ گلی در شوره زار زندگیم نروید.

خدایا! به من بگو چگونه از باد مشرق سبقت بگیرم و بر بال کبوترانی که بر قله ی قاف نشسته اند دست بکشم؟

به من بگو چگونه از دانه های برف و باران گردنبندی برای فرشتگان بسازم؟

خدایا! هم فرشتگان هم شیطان هر روز به سراغم میآیند, کمک کن قلب فرشتگانت را لمس کنم و به نام تو شیطان را تا هزار کهکشان دورتر از خود برانم.

خدایا! نمیخواهم سرد و خاموش زندگی کنم, اما مگذار آرزوها و رؤیاهایم آنقدر بزرگ شوند که  در دنیا و کائنات جای نگیرد.

نوشته شده در جمعه ۱٠ شهریور ۱۳٩۱| ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ| توسط سارا| نظرات () |

سلام دوستان عزیز

سال نو تون مبارک.

دوستان خوبی که به من محبت داشتند و تنهام نذاشتند واقعاً ازشون ممنونم.

دوستان من واقعاً نمی دونم چی باید بگم.یه بار کد تصویر هنگام ارسال نظر در سایت بلاگفا فارسی میشه و باعث میشه من به هیچ دوستی در بلاگفا نتونم نظر بدم و بنابر این دوستان بلاگفایی هم لطف می کنند و به من سر نمی زنند.با کلی پیگیری و درخواست عده ی کثیری از نابینایان بالاخره آقای علیرضا شیرازی بزرگوار کد بلاگفا رو به حالت انگلیسی قبل بر میگردونند اما متوجه میشیم که بله،این بار نوبت پرشین بلاگ شده.

دوستان من دیگه نمی تونم به هیچ کدوم از شما پرشین بلاگیها نظر بدم پس این رو مبنی بر بی وفایی و فراموشی نذارید.

کسانی که به اینجا سر می زنند از این به بعد آدرس من این شده

http://sara-91.blogfa.com

 

اما شرمنده ی دوستان پرشین بلاگی هستم و همینجا عید رو به همه شون تبریک میگم.

امیدوارم شما مثل دوستان بلاگفا نباشید که به خاطر عدم ارسال نظر از جانب من همگی فراموشم کردند.

یا علی

نوشته شده در یکشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۱| ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ| توسط سارا| نظرات () |

با سلام به همگی دوستان عزیز.

این پست به درخواست چند تن از همنوعان عزیز در این وبلاگ قرار دادم و اختصاص داره به دانلود کتاب های صوتی که توسط خودم برای ارائه به همه ی نابینایان عزیز آماده شده.

لینک مستقیم کتابهایی که طی یکی دو سال اخیر آماده کردم رو اینجا می ذارم تا هر کدام از عزیزان خواستند به راحتی دانلود کنند.

"از تمامی عزیزان خواهش مندم نظرات خود را مبنی بر نوع خواندن و اشکالات خواندن و کلاً پیشنهادات و انتقاداتشان را اینجا مطرح کنند تا در ضبط کتاب های بعدی انشاء الله مشکلی پیش نیاد.

"نام کتاب ها و لینک دانلود:

آرزوی اسرار آمیز بوبو

دانلود با لینک مستقیم

از کیمیای مهر

دانلود با لینک مستقیم

علی بابا و چهل دزد

دانلود با لینک مستقیم

عشقی در برهوت

دانلود با لینک غیر مستقیم (پرشین گیگ)

دوستان عزیز چند کتاب دیگر نیز در حال آماده شدن هست انشاء الله به زودی در همین وبلاگ قرار خواهم داد.

منتظر نظرات شما هستم.

نوشته شده در جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠| ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ| توسط سارا| نظرات () |

Animated wallpaper, screensaver 240x320 for cellphoneتمام شد چهار سال انتظار،تمام شد انتظاری که پایانش را هنوز باورم نیست.

چهار سالی که به اندازه ی چندین سال به تجربیاتم افزوده شد.فهمیدم هستند کسانی که نام دوستی را یدک می کشند ولی پای عمل که رسید پشتتو خالی می کنند.هستند کسانی که واژه ی دوستی در مقابل محبتاشون کم میاره و واقعاً فراتر از یک دوست،همراه تو بودند و نه در م و نه در شادی،در همه حال ترکت نکردند و تنهات نذاشتند.Friendship Graphic #112

کسانی که اگر من کتابها در باره خوبی و محبتشون بنویسم کم نوشتم و ذره ای نمیتونه جبران این لطف رو داشته باشه.

یکی از این فرشته ها

الهه ناز

بود که واقعاً من موندم چطور و با چه زبانی از محبت هاش در طول این چهار سال تشکر کنم که یک پنجم از لطفشو جبران کنه.۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩- I Love You

همیشه حسرت داشتن یک دوست واقعاً دوست به دلم مونده بود که این آرزو با دوستی با الهه به کمال رسید.

کسی که نشد یک بار،حتی یک بار ترحم رو در کلام و رفتارش موج بزنه،بارها امتحانش کردم که بالاخره یه چیزی بگه که مبنی بر ترحم باشه ولی نگفت.بدون منت کنارم بود و بهتر از یک خواهر تمام کارهای مربوط به درس کتاب با حجم زیاد/،انتخاب واحد ها و...

الهه ی خوبم،همینجا دستان پر مهرتو می فشارم و می تونم تنها این دعا رو برات بکنم: "خدایا! هیچوقت تنهاش نذار"

این بهترین دعای من برای تو خوبم هست.

دوست خوب دیگرم

خورشید خانوم مهربون

هست که اونم خیلی به من کمک کرد که جای بسییییییییی قدر دانی و تشکر داره.عزیزم،فارغ التحصیل شدنت مباااااااارک.

از خدای منان بهترین ها رو برات آرزو میکنم.

 

توی این چهار سال فهمیدم هستند استادانی که در حد شاگرد دبیرستانی هم اطلاع ندارند و استادانی که با وجود سن کم در حد یک آدم با تجربه می دونن.

هر چی فکر می کنم نمی تونم تصور کنم دیگه دانشجو نیستم.دیگه از شب بیداریها و استرس امتحان خبری نیست.دیگه از ذوق کردن برای نمره ی خوب و اشک برای نخوندن نیست.دیگه خندیدن با بچه ها در محیط دانشگاه،انتخاب واحد و حرص برای تداخل کلاسها نیست.

الآن که دارم این مطلب رو می نویسم اشک تو چشمام جمع شده.حس می کنم یک عزیزی رو برای همیشه از دست دادم.نمی دونم این چه حالتیه.

اما خدا را شکر! خدا را شکر که تونستم این مرحله از زندگی رو هم با موفقیت پشت سر بذارم.

ممنونم خدا که همیشه هوامو داشتی و داری.ممنونم که همه جا دستمو گرفتی و میگیری.

حالا من موندم و سه تا آرزوی خوب که فقط یکیشو مینویسم اونم رفتن به زیارت خانه ی دوست *بهترین همراه*خدا ست.

خدایا پناه میبرم بر تو که تنها تو برای پناه بردن کافی هستی.

خدایا! شکر،شکر و هزاران بار شکر به خاطر تمامی خوبیهات.

خداحافظ شبهای بیداری امتحان،خداحافظ برگه های استرس،خداحافظ سؤالات نا استاندارد پیام نور که اکثرش دوتا از گزینه هاش یکی بود.

خداحافظ کتابهای کارشناسی ارشدی که برای کارشناسی طرح ریزی میشد.خداحافظ کسانی که من خودمو کشتم نتونستم نظرتونو راجع به نابینایی تغییر بدم.خداحافظ فرشته!الهه ی ناز.

هنوزم نمی تونم باور کنم قراره کمتر ببینمت!

دیگه نمیتونم بنویسم اشکام امونمو بریده.

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠| ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ| توسط سارا| نظرات () |

اعتماد به نفس ما در دنیای امروز به دلیل گیر افتادن در رقابت با دیگران هر روزه مورد تهدید قرار میگیرد و آرامش درونی به سبب سرعت زیاد فعالیت های ذهنی و تاثیر شدید محرک های سریع بیرونی به تاراج می رود . انسانی که به سلامت جسم و روان خود اهمیت میدهد ، قبل از هر چیز باید نسبت به حفظ آرامش درونی و کسب اعتماد به نفس و خودباوری حقیقی همت نماید . برای رسیدن به این دو هدف بنیادین و اولیه ، روشی پیشنهاد می شود که طرح مشترک عارفان و روانشناسان است .
1- وجود گرامی خود و دیگران را در دو سطح کاملاً متمایز ، تماشا و بررسی کنید :
هسته درونی « باطن»     شاخ و برگ بیرونی « ظاهر»

هسته درونی خود و دیگران را از ظاهر و شاخ و برگ همواره جدا نگه دارید

 - هسته درونی ما که فیلسوفان آن را « وجود» و روانشناسان « شخصیت» و عارفان « روح» می نامند و در ادبیات محاوره ای مردم به « من» تعبیر می شود :
- همیشه خوب ، همیشه زیبا ، همواره خوشبخت است .
- یگانه باطبیعت و جهان هستی ست .
- جاودانه و بی انتهاست و محل دیدار با خداوند مهربان است .
- در وحدت و یگانگی با روح دیگران است و در عین حال یگانه و ممتاز است !
- سرشار از انرژی بی پایان الهی است .
- محل دریافت الهام های غیبی و اشارت های الهی ست .
- سرچشمه قدرت ، عظمت ، زیبایی و حقیقت است .

3- متاسفانه ماندن در این جایگاه و مقام برای ما دائمی نیست و ما معمولاً بیشتر اوقات خود را در شاخ و برگ بیرونی خود می گذرانیم «حافظ دوام وصل میسر نمی شود» ولی خوشبختانه اگر روزی 10دقیقه در این فضای عطر آگین ساکن شویم ، از انرژی و نشاط بی نظیر درونی خود بهره مند خواهیم شد.

4- هدف نهائی همه پیامبران الهی و عارفان بزرگ این است که راه حضور در هسته درونی را به ما نشان دهند تا قدرت و غنای درونی ما را بیدار کنند .

متاسفانه بسیاری ازآدم ها عظمت و قدرت و زیبائی را در بیرون خود جستجو  می¬کنند ، در حالیکه اگر کسی به هسته درونی خود اتصال نداشته باشد ، موفقیت های بیرونی به خوشبختی و نشاط درونی او کمکی نخواهند کرد زیرا او را در رقابت و سرعتی گرفتار خواهند کرد که اعتماد به نفس و آرامش درونی را خواهند ربود !

   سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد وانچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد
  توبه تقصیرخود افتادی ازاین در محروم از  که  می نالی  و  فریاد  چرا می داری

5- تا زمانی که دست از تغییر دیگران بر نداریم و به بازسازی خود اقدام نکنیم راهی به درون نخواهیم داشت .

6- برای رهائی از وسوسه تغییر دیگران « که بسیار انرژی بر و بی فایده است» ، زیبا و دل انگیز است که مسئولیت تمامی احساسات و رفتارها و پیامدهای بیرونی آنها را جداً بر عهده بگیریم و استقلال خود را اعلام کنیم و از بردگی محرک های بیرونی خود را رها کنیم و به آزادی برسیم.

7- هرگز صفت های منفی و ناخوشایند را به شخصیت و هسته درونی خود و دیگران نسبت ندهیم و درباره شخصیت دیگران قضاوت منفی نکنیم .

هر قضاوت منفی که درباره شخصیت خود و دیگران « به هر دلیلی» داشته باشم ، ما را از هسته درونی مان دور می کند و بندهای بردگی روانی ما را محکم تر می کند و نزاع و درگیری و ناآرامی ، جانشین آرامی و مهربانی و صمیمیت و سلامتی می شود.

8- تمرین زیر می تواند گامی مهم در رهائی از بردگی در ارتباطات و نزدیکتر شدن به هسته درونی و بهره برداری از اعتماد به نفس و آرامش درونی باشد :

- هنگام ناراحتی و برخورد باشرایط نامناسب « به هر دلیلی» :
1- قاعده منفی ذهن را که از کودکی در ذهن ما ثبت شده و خود به به خود عمل می کند ، شناسائی و روی کاغذی نوشته و نابودش کنید :
قاعده منفی و خطرناک ذهن :

 من ناکام شدم، اشتباه کردم، ناراحت شدم، آدم بدشانس و بدبخت و بدی هستم

او اشتباه کرد، آدم بد و فلان و فلان است.

 2- قاعده مثبت را با تکرار فراوان در ذهن ثبت کنید تا هسته درونی را ازآسیب  محرک های بیرونی سالم نگاه داریم.

من اشتباه کردم، ناکام شدم، آدم خوب و موفقی هستم، حتماً جبران می کنم و بهتر می شوم

او اشتباه کرد، من ناراحت شدم، او آدم خوبی است، خداوند من و او را دوست دارد، من خوبم، او هم خوب است، راههای خوب را پیدا می کنم.

 توجه : در این جانشین سازی قاعده ها ، جنبه های نامطلوب و منفی به احساس و رفتار نسبت داده شده است و هسته درونی و شخصیت سالم و پاکیزه مانده است.
3- سوال منفی خطرناک ذهن این است که « چرا باید اینطوری باشد؟» چرا او باید این کارها را بکند؟ چرا ......؟ مگر من چه کار بدی کرده ام که .........؟
به جای این سوال های منفی و خطرناک ، احساسات ناخوشایند خود را ابراز کنید و این سوال مثبت و خلاقانه را در ذهن بسیار زیاد تکرار کنید :

 حالا بهترین کارهایی را که می توانم برای رسیدن به موفقیت بهتر انجام دهم کدامند؟

 9- رفتارها ، احساسات و عقاید « بخش بیرونی و ظاهری» :
- همواره مخلوطی از رفتارهای مثبت و منفی را در خود و دیگران می بینیم .
- خوبی و بدی رفتارها نسبی هستند . در جائی یک رفتار خوب ، ممکن است بد جلوه کند و بر عکس.
- یک رفتار در زمانی خوب و در زمانی دیگر ممکن است بد به نظر آید .
- رفتار 100% مثبت و درست و رفتار 100% منفی و نادرست وجود خارجی ندارند .
- منشا رفتارهای ما ، احساسات ما هستند .

- احساسات ما به خوشایند و نا خوشایند تقسیم میشوند « نه بد و خوب»
- احساسات خودو دیگران را ارزیابی نکنیم .
-  برای رهائی از بردگی و رسیدن به آزادی و تسلط بر خود:
1- رفتارهای منفی خود را از رفتارهای مثبت کاملاً جدا نگه دارید .
 2- از رفتارهای مثبت خود لذت ببرید و از خداوند سپاسگزاری کنید .
 3- رفتارهای منفی خود را بشناسید و بپذیرید و آنها را به رفتارهای مثبت تبدیل کنید .
 4- رفتارهای منفی و مثبت دیگری را از هم جدا کنید .
 5- رفتارهای منفی خود و دیگری را به حساب شخصیت نگذارید .
 6- نخواهید که کامل باشید و یا دیگران کامل باشند ، بپذیرید که همیشه ناقص اما خوب هستیم.
 7- فوراً به خطای خود اعتراف کنید ، آن رابپذیرید و در صدد جبران برآئید .
 8- بر خطای دیگران تاکید نکنید و صرفاً احساس ناخوشایند خود را ابراز کنید .
 9- کار اصلی ما کشف خطاهای خود و تبدیل آنها به زیبائی و خوبی ست .
 10- همه ما عاشق خطاکاروناقص خوب هستیم ’همیشه‘ تا روزی که در این جهان هستیم .
 11- برای تبدیل احساس ناخوشایند به احساس خوشایند از جزوه «دل پاک» و نوار پالایش      روح استفاده کنید
توجه ویژه : وقتی هسته درونی را کاملاً مثبت نگاه داریم ، انرژی مثبت ان به تدریج رفتارهای منفی ما و دیگران را « بنابر قاعده هماهنگی» به رفتارهای مثبت تبدیل می کند ، از محیط بیرون فقط مثبت ها را جذب می کند .
10- روش های دیگر برای ورود در عرصه هسته درونی و آرامش بیکران :
- آشتی با جسم و احوالپرسی دائمی از تک تک اندام ها .
- دوست داشتن خود و دیگران همینطوری که هستم .
- کاهش فعالیت نیمکره چپ و فعال کردن نیمکره راست .
- دوستی با طبیعت و گفتگوی عاشقانه و تماشای عاشقانه طبیعت .
- مراقبه « سکوت و تماشای درون» .
- تمرین و مهارت زیاد در شنیدن و همدلی با دیگران .
-  شادی و نشاط و حرکات موزون بدن و استراحت و ورزش مناسب .
- زیبا پرستی و دل سپردن به زیبائی ها و ابراز هیجان های عاشقانه .
- ابراز عشق و محبت به همسر ، فرزندان و ................... دوستان .
- راز و نیاز عاشقانه با خدای درون .
- برای مهارت در همه این ها به آموزه های مهندسی ذهن و
N.L.P و عرفان دینی نیازمندیم .

بازسازی شخصیت.

1- طبق عادت و پیروی کورکورانه از آموزش های دیگران ، به خودمان نسبت ها و صفت های منفی را نسبت می دهیم .
2- هر صفت منفی ، فرمانی ست که برای اجرا شدن به سیستم عصبی صادر می شود.
3- تا زمانی که صفت های منفی در ذهن وجود دارد ، رفتارها و حالت های منفی و ناخوشایند بدون اراده و خود به خود تکرار می شوند .
4- برای رسیدن به تعادل درونی و تسلط بر احساس و رفتار خود ، لازم است هر چه سریعتر شخصیت درونی خود را از صفت های منفی پاکسازی کنیم .
تمرین زیر می تواند راهی موثر برای این هدف مقدس باشد :
- 20 صفت منفی درونی شده را شناسائی کنید . برای این کار صد جمله ،« من ....... هستم»
بنویسید و هر چه از صفت های مثبت و منفی که به ذهن می آید را بنویسید .
- صفت های منفی را به گذشته نسبت دهید و صفت های مثبت را جایگزین آن کرده و تکرار نمائید .

مثال : من عصبانی هستم--->  من عصبانی بودم ----> حالا کاملاً آرام هستم
        من خجالتی هستم ---> من خجالتی بودم ----> حالا ابراز وجود میکنم

 با تکرار دائمی این عبارت ها ، شخصیت درونی خود را همواره قدرتمند،با نشاط ، زیبا و خلاق نگه دارید :
- من اهل تغییر و در حال رشد هستم .
- من سرحال و شاداب هستم .
- من آرام و مسلط هستم .
- من صمیمی و مهربان هستم .
- من آینده ای درخشان دارم .
- من همواره در پناه لطف خدای مهربانم هستم .
- من تاثیرگذار و خلاق هستم .
- من در مشکلات صبور و مقاوم هستم .

- من زیبا ، خوب ، موفق و محبوب خداوند هستم
- من سرشار از انرژی الهی ام .
- من جسمی سالم و زیبا دارم .
- من تمرکزی عالی و حافظه ای بی نظیر دارم .
- من ........................
- اگر کسی  در بخش منفی خود و دیگران بماند ، به فردی منزوی ، افسرده و خجالتی و زودرنج و آسیب پذیر و منفی باف و ترسو تبدیل می شود.
- اگر کسی فقط در بخش مثبت خود بماند و به منفی های خود توجه مثبت نکند ، به فردی خودپسند ، خود محور ، سلطه جو و انتقاد گر و ناآرام و عصبی تبدیل میشود و دوستان صمیمی خود را از دست میدهد .
- اگر کسی به بخش مثبت دیگران نگاه کند و به منفی های انها توجه مثبت نداشته باشد ، در دام دیگران اسیر می شود و بازیچه و قربانی دیگران خواهد شد و بارها و بارها فریب خواهد خورد و کارش شکایت دائمی از دیگران است .
- اگر کسی در بخش مثبت خود باشد ولی به هسته درونی خود تکیه نکند ، مثبت های او کمکی به خوشبختی او نخواهند کرد .
- وقتی شما در هسته درونی خود ساکن می شوید و از آنجا به خود نگاه می کنید ، با دیدن مثبت های خود انرژی و اعتماد به نفس پیدا می کنید و با دیدن منفی های خود متواضع و مهربان خواهید شد و با تبدیل منفی ها به مثبت ها ، در مسیر رشد و خلاقیت دائمی قرار   می گیرید  و زندگی حقیق یعنی همین .
- وقتی که با هسته دورنی خود در ارتباط هستید ، هیچ عامل بیرونی نمی تواند شادی و نشاط و سرزندگی و پویائی درونی شما را کند و یا متوقف کند بلکه موانع بیرونی باعث خلاقیت بیشتر شما خواهد شد .
- زندگی در هسته درونی یعنی رشد دائمی و تولد دائمی و این تولد بر شما مبارک باد

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠| ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ| توسط سارا| نظرات () |

هر کجا روی نهادم غم عظمای تو بود؛

کربلای دگرم شامِ غم افزای تو بود.

تا ابد بر سر سودایی ما خاکِ عزاست؛

آن غباری که به رخسارِ دلآرای تو بود.

یاد قتل پسر فاطمه می کشت تو را!

کی روا زهر جفا بر تو ز اعدای تو بود.

بعد مرگ تو عزیزان تو دیدند هنوز؛

اثر حلقه ی زنجیر به اعضای تو بود.

با که گویم که به تسکین دلت بر ره شام،

پیش رویت به سر نی، سر بابای تو بود.

خلق بر سایه ی لطفت همه آرام،ولی!

اثر تابش خورشید، به سیمای تو بود.

پدرت کشته ی آزادی و دین گشت ولی

رمز پیروزی او خطبه ی غرای تو بود.

بعد مرگ تو یتیمان همگی دانستند؛

که چراغ شبشان طلعت زیبای تو بود.

"غلام رضا سازگار."

(((چقد خوبه با خدا حرف بزنی، واقعاً آرامش به تمام معناست))(

پی نوشت: از کسانی که نوشته های من رو می خوانند "که فکر کنم جز آقای مهدی پ کس دیگه ای نباشه" خواهش می کنم در این شب های عزیز برام دعا کنند که خیلی نیاز دارم.ممنون

نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠| ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ| توسط سارا| نظرات () |

گذشته تیغِ آفتاب از لبِ بام،
اسیران جملگی اندر رهِ شـام،
شده دامانِ زینب، خیمه غم،
و آن خیمه شده مأویِ ماتم،
برایِ کودکـانِ خسته از شب!
برایِ نوجوانی خسته از تب!
که خون بارند از دیده،چو باران،
و می پرسند عمـه کو پدر جـان؟
و عمه با گلویی صد گره دار،
خمیده قامتش در سـوگِ سردار،
به طفلان گویدای لب تشنگانم!
و همراهانِ رنجـور و جوانـم،
پدر مانده تنش بر دشتِ خونین،
سرِ پاکش بوَد بر نیـزه ی کین!
ببینید آن سری کـز هر سـرِ نـاز،
فروزانتر، و خوشتر خوانَد آواز،
و از هر نیزه ای پیش و بلند است،
لب اش خشکیده واندر شهدِ خند است،
همان کهِ چشم از مـا بر ندارد،
تو گویی بهرِ ما از دیده بارد،
حسین است و هنوز هم تشنه کام است،
نه در اندیشه ی خود، فکرِ شام است!
نه اندر فکرِ شامِ تارِ خویش است،
برای شامِ تارِ مـا پریش است!
***
عزیزِ ســر گرانم ای برادر!
مگر زینب نباشد،جانِ خواهر،
که بگذارد،درآن شامِ غریبان،
شوَد احـوالِ طفــلانت پریشان،
.
.
.
و دیدند آن زمان دارِ شبانه!
لبانِ تشنـه را زد تازیانه!
و دیدند آن که شیر از فاطمه خورد،
چگونه آبِــرو از کافـران بُرد...
_____________________________
خورشید، سوگوار
قافله بی سالار
اسب ها داغدار!
نیزه ها سرافکنده و
بی قرار!
چشم شامیان، اشکبار
و شب کوفیان،
هرگز سحر نشد!؟

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠| ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ| توسط سارا| نظرات () |

سلام بر خیام شمس الشموس ولایت(ع) در سرزمین کربلا در روز تاسو عا ی سال 61ه.ق.

سلام بر حریم حسین(ع)

سلام بر حسین(ع)سلام بر فرزندان حسین(ع)سلام به برادران حسین(ع)سلام بر علمدار حسین(ع) سلام بر ششماهه حسین(ع)سلام بر شیر زن کربلا

 ام المصائب(س).و سلام بر نهمین روز محرم روز تاسوعا.

یا حسین!

این چه حزنی است نهفته در نام تو،که بی اختیار دلها را می شکند؟؟؟

و اشکها را پشت پلکها بیقرار می کند؟؟

و جگرها را خواه ناخواه به آتش می کشد...

آدم (ع) که برای پذیرش توبه اش ،خدای خود را به اسماء الهی سوگند می داد-

وقتی به نام تو رسید بی اختیار دلش شکست...

از جبرئیل پرسید:این چه سرّیست که فرق دلها را می شکافد؟؟؟

و آسمان چشم را بارانی می کند؟؟

و آن هنگام که جبرئیل مصیبت عظیم عاشورا ی تو را برایش خواند...

بی اختیار دلش شکست و بسیار گریست.

حسین جانم!

این گریه دست ما نیست،ما برای ثواب گریه نمی کنیم...

گریه کردن بال بسته می خواهد...

گریه کردن دل شکسته می خواهد...

دل ما از سنگ هم که باشد ،باز خونین است...

کدام سنگ را سراغ دارید که با شنیدن مصیبت کربلای حسین

 دلش خونین نشود؟؟؟

حسین جانم!

مــا را از شمیم دلربای کربلایت معطر کن.

ماجرای شور انگیز کربلا و قطره قطره اشکهایی که برای ما تسبیح دعا خواهند شد انشاءالله...

چگونه می شود که بر فراز قله ی حقیقت بایستی و بگویی:

" هــَلْ مِـنْ ناصِرٍ یَنْصـرْنی؟؟"

وما...

در حسرت این 14 قرن دیر رسیدن به عاشورای تو در خویش مچاله نشویم؟؟؟

ای خدای زینب(س)!

تو را به عظمت ام المصائب ،سوگند می دهیم که جلوه ای از جلال او را به مردان و زنان ما بیاموز تا جلوه های دنیایی شان رنگ بازد...

ای خدای علی اکبر(ع)!

 در سنت رنج عزیزان پیش پای محبوب دلها،ما را روسفید گردان...

ای خدای حبیب!

دل ما را تا دم کهولت و پیری، جوان عشق حسین(ع) نگه دار....

 

ای خدای کربلا!

ما را هر روز با معارف قرآن آشنا تر کن.

آمین یا رب العالمین

پس قدرِ قدرِ این ایام را بدانیم شاید آخرین محرمی است که به ما فرصت-

داده اند که خودسازی کنیم...

 با شناخت حسین و هدفش و راهش و پیامش...

در این روزهای عزیز دعا برای همدیگر را فراموش نکنیم.

 

أَیــْنَ الطّالِــبُ بِـــدَمِ الْـمَقْتوُلِ بِکـــَرْ بَلا؟؟؟

اللهـــــــم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠| ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ| توسط سارا| نظرات () |

محرم، امام حسینای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست!

 سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده‎ اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده‎ ای!

 ای ماه خون! بار دیگر از راه می‎رسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله‎های سرخ را به گوش جان می‎رسانی.

 دوباره سکوت تاریخ را در هم می‎شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره‎ها آزاد می‎کنی.

 بانگ چاووش کاروانت به گوش می‎رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می‎خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می‎کند.

و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری!

محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است،

 محرم نقطه پرگار اهل ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.

محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم‎ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است. محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.

و سلام بر حسین! سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین! نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.

سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت. سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد، و سلام بر حسین، سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.

حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بی‎شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد.

حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین (علیه السلام) فراموش خواهد شد. حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد. پس بر او سلام باد.

نوشته شده در دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠| ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ| توسط سارا| نظرات () |



























قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت