|
به دنیای سپید؛ خوش آمدید اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست, او جانشین همه ی نداشتنی هاست!
| ||
|
با سلام به همگی دوستان عزیز. این پست به درخواست چند تن از همنوعان عزیز در این وبلاگ قرار دادم و اختصاص داره به دانلود کتاب های صوتی که توسط خودم برای ارائه به همه ی نابینایان عزیز آماده شده. لینک مستقیم کتابهایی که طی یکی دو سال اخیر آماده کردم رو اینجا می ذارم تا هر کدام از عزیزان خواستند به راحتی دانلود کنند. "از تمامی عزیزان خواهش مندم نظرات خود را مبنی بر نوع خواندن و اشکالات خواندن و کلاً پیشنهادات و انتقاداتشان را اینجا مطرح کنند تا در ضبط کتاب های بعدی انشاء الله مشکلی پیش نیاد. "نام کتاب ها و لینک دانلود: آرزوی اسرار آمیز بوبو از کیمیای مهر علی بابا و چهل دزد عشقی در برهوت دانلود با لینک غیر مستقیم (پرشین گیگ) دوستان عزیز چند کتاب دیگر نیز در حال آماده شدن هست انشاء الله به زودی در همین وبلاگ قرار خواهم داد. منتظر نظرات شما هستم. [ جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ٧:٤٤ ب.ظ ] [ سارا ]
چهار سالی که به اندازه ی چندین سال به تجربیاتم افزوده شد.فهمیدم هستند کسانی که نام دوستی را یدک می کشند ولی پای عمل که رسید پشتتو خالی می کنند.هستند کسانی که واژه ی دوستی در مقابل محبتاشون کم میاره و واقعاً فراتر از یک دوست،همراه تو بودند و نه در م و نه در شادی،در همه حال ترکت نکردند و تنهات نذاشتند. کسانی که اگر من کتابها در باره خوبی و محبتشون بنویسم کم نوشتم و ذره ای نمیتونه جبران این لطف رو داشته باشه. یکی از این فرشته ها بود که واقعاً من موندم چطور و با چه زبانی از محبت هاش در طول این چهار سال تشکر کنم که یک پنجم از لطفشو جبران کنه. همیشه حسرت داشتن یک دوست واقعاً دوست به دلم مونده بود که این آرزو با دوستی با الهه به کمال رسید. کسی که نشد یک بار،حتی یک بار ترحم رو در کلام و رفتارش موج بزنه،بارها امتحانش کردم که بالاخره یه چیزی بگه که مبنی بر ترحم باشه ولی نگفت.بدون منت کنارم بود و بهتر از یک خواهر تمام کارهای مربوط به درس کتاب با حجم زیاد/،انتخاب واحد ها و... الهه ی خوبم،همینجا دستان پر مهرتو می فشارم و می تونم تنها این دعا رو برات بکنم: "خدایا! هیچوقت تنهاش نذار" این بهترین دعای من برای تو خوبم هست. دوست خوب دیگرم هست که اونم خیلی به من کمک کرد که جای بسییییییییی قدر دانی و تشکر داره.عزیزم،فارغ التحصیل شدنت مباااااااارک. از خدای منان بهترین ها رو برات آرزو میکنم.
توی این چهار سال فهمیدم هستند استادانی که در حد شاگرد دبیرستانی هم اطلاع ندارند و استادانی که با وجود سن کم در حد یک آدم با تجربه می دونن. هر چی فکر می کنم نمی تونم تصور کنم دیگه دانشجو نیستم.دیگه از شب بیداریها و استرس امتحان خبری نیست.دیگه از ذوق کردن برای نمره ی خوب و اشک برای نخوندن نیست.دیگه خندیدن با بچه ها در محیط دانشگاه،انتخاب واحد و حرص برای تداخل کلاسها نیست. الآن که دارم این مطلب رو می نویسم اشک تو چشمام جمع شده.حس می کنم یک عزیزی رو برای همیشه از دست دادم.نمی دونم این چه حالتیه. اما خدا را شکر! خدا را شکر که تونستم این مرحله از زندگی رو هم با موفقیت پشت سر بذارم. ممنونم خدا که همیشه هوامو داشتی و داری.ممنونم که همه جا دستمو گرفتی و میگیری. حالا من موندم و سه تا آرزوی خوب که فقط یکیشو مینویسم اونم رفتن به زیارت خانه ی دوست *بهترین همراه*خدا ست. خدایا پناه میبرم بر تو که تنها تو برای پناه بردن کافی هستی. خدایا! شکر،شکر و هزاران بار شکر به خاطر تمامی خوبیهات. خداحافظ شبهای بیداری امتحان،خداحافظ برگه های استرس،خداحافظ سؤالات نا استاندارد پیام نور که اکثرش دوتا از گزینه هاش یکی بود. خداحافظ کتابهای کارشناسی ارشدی که برای کارشناسی طرح ریزی میشد.خداحافظ کسانی که من خودمو کشتم نتونستم نظرتونو راجع به نابینایی تغییر بدم.خداحافظ فرشته!الهه ی ناز. هنوزم نمی تونم باور کنم قراره کمتر ببینمت! دیگه نمیتونم بنویسم اشکام امونمو بریده. [ سهشنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٠ ق.ظ ] [ سارا ]
اعتماد به نفس ما در دنیای امروز به دلیل گیر افتادن در رقابت با دیگران هر روزه مورد تهدید قرار میگیرد و آرامش درونی به سبب سرعت زیاد فعالیت های ذهنی و تاثیر شدید محرک های سریع بیرونی به تاراج می رود . انسانی که به سلامت جسم و روان خود اهمیت میدهد ، قبل از هر چیز باید نسبت به حفظ آرامش درونی و کسب اعتماد به نفس و خودباوری حقیقی همت نماید . برای رسیدن به این دو هدف بنیادین و اولیه ، روشی پیشنهاد می شود که طرح مشترک عارفان و روانشناسان است . هسته درونی خود و دیگران را از ظاهر و شاخ و برگ همواره جدا نگه دارید - هسته درونی ما که فیلسوفان آن را « وجود» و روانشناسان « شخصیت» و عارفان « روح» می نامند و در ادبیات محاوره ای مردم به « من» تعبیر می شود : 3- متاسفانه ماندن در این جایگاه و مقام برای ما دائمی نیست و ما معمولاً بیشتر اوقات خود را در شاخ و برگ بیرونی خود می گذرانیم «حافظ دوام وصل میسر نمی شود» ولی خوشبختانه اگر روزی 10دقیقه در این فضای عطر آگین ساکن شویم ، از انرژی و نشاط بی نظیر درونی خود بهره مند خواهیم شد. 4- هدف نهائی همه پیامبران الهی و عارفان بزرگ این است که راه حضور در هسته درونی را به ما نشان دهند تا قدرت و غنای درونی ما را بیدار کنند . متاسفانه بسیاری ازآدم ها عظمت و قدرت و زیبائی را در بیرون خود جستجو می¬کنند ، در حالیکه اگر کسی به هسته درونی خود اتصال نداشته باشد ، موفقیت های بیرونی به خوشبختی و نشاط درونی او کمکی نخواهند کرد زیرا او را در رقابت و سرعتی گرفتار خواهند کرد که اعتماد به نفس و آرامش درونی را خواهند ربود ! سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد وانچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد 5- تا زمانی که دست از تغییر دیگران بر نداریم و به بازسازی خود اقدام نکنیم راهی به درون نخواهیم داشت . 6- برای رهائی از وسوسه تغییر دیگران « که بسیار انرژی بر و بی فایده است» ، زیبا و دل انگیز است که مسئولیت تمامی احساسات و رفتارها و پیامدهای بیرونی آنها را جداً بر عهده بگیریم و استقلال خود را اعلام کنیم و از بردگی محرک های بیرونی خود را رها کنیم و به آزادی برسیم. 7- هرگز صفت های منفی و ناخوشایند را به شخصیت و هسته درونی خود و دیگران نسبت ندهیم و درباره شخصیت دیگران قضاوت منفی نکنیم . هر قضاوت منفی که درباره شخصیت خود و دیگران « به هر دلیلی» داشته باشم ، ما را از هسته درونی مان دور می کند و بندهای بردگی روانی ما را محکم تر می کند و نزاع و درگیری و ناآرامی ، جانشین آرامی و مهربانی و صمیمیت و سلامتی می شود. 8- تمرین زیر می تواند گامی مهم در رهائی از بردگی در ارتباطات و نزدیکتر شدن به هسته درونی و بهره برداری از اعتماد به نفس و آرامش درونی باشد : - هنگام ناراحتی و برخورد باشرایط نامناسب « به هر دلیلی» : من ناکام شدم، اشتباه کردم، ناراحت شدم، آدم بدشانس و بدبخت و بدی هستم او اشتباه کرد، آدم بد و فلان و فلان است. 2- قاعده مثبت را با تکرار فراوان در ذهن ثبت کنید تا هسته درونی را ازآسیب محرک های بیرونی سالم نگاه داریم. من اشتباه کردم، ناکام شدم، آدم خوب و موفقی هستم، حتماً جبران می کنم و بهتر می شوم او اشتباه کرد، من ناراحت شدم، او آدم خوبی است، خداوند من و او را دوست دارد، من خوبم، او هم خوب است، راههای خوب را پیدا می کنم. توجه : در این جانشین سازی قاعده ها ، جنبه های نامطلوب و منفی به احساس و رفتار نسبت داده شده است و هسته درونی و شخصیت سالم و پاکیزه مانده است. حالا بهترین کارهایی را که می توانم برای رسیدن به موفقیت بهتر انجام دهم کدامند؟ 9- رفتارها ، احساسات و عقاید « بخش بیرونی و ظاهری» : - احساسات ما به خوشایند و نا خوشایند تقسیم میشوند « نه بد و خوب» بازسازی شخصیت. 1- طبق عادت و پیروی کورکورانه از آموزش های دیگران ، به خودمان نسبت ها و صفت های منفی را نسبت می دهیم . مثال : من عصبانی هستم---> من عصبانی بودم ----> حالا کاملاً آرام هستم با تکرار دائمی این عبارت ها ، شخصیت درونی خود را همواره قدرتمند،با نشاط ، زیبا و خلاق نگه دارید : - من زیبا ، خوب ، موفق و محبوب خداوند هستم [ سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٦ ب.ظ ] [ سارا ]
هر کجا روی نهادم غم عظمای تو بود؛ کربلای دگرم شامِ غم افزای تو بود. تا ابد بر سر سودایی ما خاکِ عزاست؛ آن غباری که به رخسارِ دلآرای تو بود. یاد قتل پسر فاطمه می کشت تو را! کی روا زهر جفا بر تو ز اعدای تو بود. بعد مرگ تو عزیزان تو دیدند هنوز؛ اثر حلقه ی زنجیر به اعضای تو بود. با که گویم که به تسکین دلت بر ره شام، پیش رویت به سر نی، سر بابای تو بود. خلق بر سایه ی لطفت همه آرام،ولی! اثر تابش خورشید، به سیمای تو بود. پدرت کشته ی آزادی و دین گشت ولی رمز پیروزی او خطبه ی غرای تو بود. بعد مرگ تو یتیمان همگی دانستند؛ که چراغ شبشان طلعت زیبای تو بود. "غلام رضا سازگار." (((چقد خوبه با خدا حرف بزنی، واقعاً آرامش به تمام معناست))( پی نوشت: از کسانی که نوشته های من رو می خوانند "که فکر کنم جز آقای مهدی پ کس دیگه ای نباشه" [ چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۸:۳٠ ب.ظ ] [ سارا ]
گذشته تیغِ آفتاب از لبِ بام، [ سهشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٦:٢٧ ب.ظ ] [ سارا ]
سلام بر خیام شمس الشموس ولایت(ع) در سرزمین کربلا در روز تاسو عا ی سال 61ه.ق. سلام بر حریم حسین(ع) سلام بر حسین(ع)سلام بر فرزندان حسین(ع)سلام به برادران حسین(ع)سلام بر علمدار حسین(ع) سلام بر ششماهه حسین(ع)سلام بر شیر زن کربلا ام المصائب(س).و سلام بر نهمین روز محرم روز تاسوعا. یا حسین! این چه حزنی است نهفته در نام تو،که بی اختیار دلها را می شکند؟؟؟ و اشکها را پشت پلکها بیقرار می کند؟؟ و جگرها را خواه ناخواه به آتش می کشد... آدم (ع) که برای پذیرش توبه اش ،خدای خود را به اسماء الهی سوگند می داد- وقتی به نام تو رسید بی اختیار دلش شکست... از جبرئیل پرسید:این چه سرّیست که فرق دلها را می شکافد؟؟؟ و آسمان چشم را بارانی می کند؟؟ و آن هنگام که جبرئیل مصیبت عظیم عاشورا ی تو را برایش خواند... بی اختیار دلش شکست و بسیار گریست. حسین جانم! این گریه دست ما نیست،ما برای ثواب گریه نمی کنیم... گریه کردن بال بسته می خواهد... گریه کردن دل شکسته می خواهد... دل ما از سنگ هم که باشد ،باز خونین است... کدام سنگ را سراغ دارید که با شنیدن مصیبت کربلای حسین دلش خونین نشود؟؟؟ حسین جانم! مــا را از شمیم دلربای کربلایت معطر کن. ماجرای شور انگیز کربلا و قطره قطره اشکهایی که برای ما تسبیح دعا خواهند شد انشاءالله... چگونه می شود که بر فراز قله ی حقیقت بایستی و بگویی: " هــَلْ مِـنْ ناصِرٍ یَنْصـرْنی؟؟" وما... در حسرت این 14 قرن دیر رسیدن به عاشورای تو در خویش مچاله نشویم؟؟؟ ای خدای زینب(س)! تو را به عظمت ام المصائب ،سوگند می دهیم که جلوه ای از جلال او را به مردان و زنان ما بیاموز تا جلوه های دنیایی شان رنگ بازد... ای خدای علی اکبر(ع)! در سنت رنج عزیزان پیش پای محبوب دلها،ما را روسفید گردان... ای خدای حبیب! دل ما را تا دم کهولت و پیری، جوان عشق حسین(ع) نگه دار....
ای خدای کربلا! ما را هر روز با معارف قرآن آشنا تر کن. آمین یا رب العالمین پس قدرِ قدرِ این ایام را بدانیم شاید آخرین محرمی است که به ما فرصت- داده اند که خودسازی کنیم... با شناخت حسین و هدفش و راهش و پیامش... در این روزهای عزیز دعا برای همدیگر را فراموش نکنیم.
أَیــْنَ الطّالِــبُ بِـــدَمِ الْـمَقْتوُلِ بِکـــَرْ بَلا؟؟؟ اللهـــــــم عجل لولیک الفرج [ یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠۱ ب.ظ ] [ سارا ]
سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای! ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلالههای سرخ را به گوش جان میرسانی. دوباره سکوت تاریخ را در هم میشکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجرهها آزاد میکنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش میرسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا میخواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست میکند. و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری! محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است، محرم نقطه پرگار اهل ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است. محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلمستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است. محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است. و سلام بر حسین! سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین! نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف. سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت. سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد، و سلام بر حسین، سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است. حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بیشیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد. حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین (علیه السلام) فراموش خواهد شد. حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد. پس بر او سلام باد. [ دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٩:۳۳ ب.ظ ] [ سارا ]
غدیر یعنی : امتداد خورشید عالم تاب بعثت در جاری زمان و مکان غدیر یعنی : تبر بت شکن ابراهیم خلیل الله بر دوش پرشکوه علی مولا غدیر یعنی : پیدایش نهری از نور در کویر تفتیده ظلمت ها و تاریکی ها غدیر یعنی : ظهور ساحل سیمگون از پگاه امید در سیاه شامگاه جهل و نادانی ها غدیر یعنی : فریاد فرشته رهایی در روزگار مشحون از تحیر و سرگشتگی مردم از فریب و نیرنگ ها غدیر یعنی : نجابت بشریت گرفتار در هفت خوان دسائس و طلسم وسوسه ها غدیر یعنی : طلوع نورانی حقیقت دین در بستر حرکت سیاسی عصرها و نسل ها غدیر یعنی : مناره بلند نور در فرا راه گمگشتگان و متحیران در کوره راه ها غدیر یعنی : خروشان رود نجات انسان ها از سرچشمه حرا غدیر یعنی : تداوم جریان نبوت در ولایت حضرت من کنت مولاه ... غدیر یعنی : تجلی حکومت نمونه صالحان در شایسته ترین شیوه اعلا غدیر یعنی : حساس ترین فراز تاریخ برای تکامل انسان ها غدیر یعنی : ادامه بعثت در سیر تکاملی عاشورا تا ظهور آخرین قائم حق حضرت مهدی والا غدیر یعنی : اکمال دین و اتمام نعمت برای دین باوران دانا غدیر یعنی : عصای موسی، دم مسیحا، فرود کشتی نوح بر کوه جودی در هنگامه بلا غدیر یعنی : تبریک به پیروان راستین ولایت عظما غدیر یعنی : ... و یعنی ...
سالروز غدیر خم، تاسیس اصل امامت و ولایت حقه حضرت امیرالمومنین مولی الموحدین علی بن ابیطالب علیه السلام بر عارفان حضرت و پیروان مکتب تشیع بسیار مبارک باد [ دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٦ ب.ظ ] [ سارا ]
اکنون به قربان گاه رسیدی. آنجا که ابراهیم، اسماعیلش را قربانی کرد. تو نیز باید اسماعیلت را قربانی کنی. حال اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ موقعیتت؟ شغلت؟ پولت؟ خانواده ات؟ نامت؟ جوانی ات؟ زیبایی ات؟ این را تو خود می دانی، هرچه هست و هرکه هست، باید به منی آوری و قربانی کنی. من فقط می توانم نشانی هایش را به تو بدهم: - آنچه تو را در ایمان ضعیف می کند. - آنچه تو را در «رفتن» به «ماندن» می خواند. - آنچه تو را در راه «مسئولیت» به تردید می افکند. - آنچه تو را به خود «وابسته» کرده است. - آنچه نمی گذارد حقیقت را اعتراف کنی. - آنچه عشق به آن کور و کرت می کند. - و آنچه تو را به توجیه های مصلحت جویانه می کشاند. سالخورده مردی در پایان عمر، پس از یک قرن زندگی پر کشاکش، پس از آوارگی ها و تلاش و درگیری با جهل قوم و جور نمرود و بت پرستی و خرافه های ستاره پرستی و شکنجه زندگی، اکنون در زیر بار سنگین رسالت توحید و مسئولیت روشنگری، پیر شده است و باید اسماعیلش را قربانی کند. اسماعیل برای پدر تنها یک پسر نبود. اسماعیل پایان یک عمر انتظار بود. پاداش یک قرن رنج ثمره یک زندگی پر ماجرا تنها پسر جوان یک پدر پیر و نویدی عزیز پس از نومیدی تلخ! اسماعیل اکنون نهالی برومند شده است. او جان ابراهیم است. تنها ثمر زندگی، تمامی عشق و امید. «ابراهیم! با دو دست خویش کارد بر حلقوم اسماعیل بنه و بکش». مگر می توان با کلمات، دشواری آن پیام را توصیف کرد؟ اندازه درد حتی در خیال هم نمی گنجد. اما فرمان، فرمان خداست. «ابراهیم! انتخاب کن: یا خدایت را یا اسماعیلت را». حجت بر ابراهیم تمام شده و او تسلیم حق است. به نیروی خدا برخاست و قربانی جوان خویش را که آرام و خاموش ایستاده بود، به قربانگاه برد. خود را به خدا سپرد و کارد را بر حلقوم قربانی اش فشرد. اما ... آخ! این کارد! این کارد ... نمی برد! این چه شکنجه بی رحمی است! کارد را به خشم بر سنگ می کوبد! که ناگهان گوسفندی و پیامی که: «ای ابراهیم! خداوند از ذبح اسماعیل تو در گذشته است و این گوسفند را فرستاده تا به جای او ذبح کنی». و اکنون تو ای که به منی رسیده ای، ابراهیم وار باید قربانی ات را آورده باشی. باید از آغاز اسماعیلت را برای ذبح در منی انتخاب کرده باشی. نیازی نیست کسی بداند. باید خود بدانی و خدا. اسماعیل تو، بند آزادی ات شده و همچون غل و زنجیر به زمین استوارت بسته. نمی گذارد بروی. همان که با ابلیس هم داستان می شود. اکنون آن را بجوی و بردار و در منی ذبح کن. این چنین است که خدا ذبح گوسفند را به عنوان قربانی از تو می پذیرد. اکنون ابراهیم شده ای! ای که در راه خدا تیغ بر حلقوم اسماعیل نهادی. به منی آوری تا اسماعیل را بکشی، اما دست هایت اکنون به خون ابلیس آغشته است و اسماعیلت را سرشار از افتخار در کنار داری! در ذبح اسماعیل، به رمی ابلیس می رسی. کسی قادر است ابلیس را به زانو درآورد که اول از بند اسماعیل خویش آزاد شود و تا دلهره اسماعیل در تو هست، ابلیس در عقبه برپاست. اکنون ابراهیم شده ای و ابلیس را به خاک افکنده ای. اسماعیلت را از قربانگاه بازگردان. آنچه باید ذبح می کردی، اسماعیل نبود؛ بند اسماعیل بود و دستاویز ابلیس. [ یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٧ ب.ظ ] [ سارا ]
به گزارش پرداد و به نقل از تهران 98 :: اولین مراسم انتخاب زیباترین دختران نابینای جهان در سال ۲۰۱۱ "میریندا" توانست عنوان زیباترین و برترین دختر نابینای جهان را به خود اختصاص دهد. میریندا طی گفتگویی با شبکه نویستان مکزیک اظهار داشت:: که بزرگترین آرزوی من این بود که روزی برای دختران نابینا هم مراسم برترین و زیباترین دختر نابینای جهان برگزار شود. ولی من هرگز فکر نمی کردم که در اولین دوره این رقابتها خودم به عنوان زیبا ترین نابینایی جهان انتخاب شوم. پی نوشت: خب مثل این که از امسال باید شاهد درخشش دختران نابینا در سراسر جهان باشیم. بعله دیگه! اینم یه جور پیش رفت به حساب میاد خب. ما هم از امروز تمام کلاس های مهارت های زندگی رو تعطیل می کنیم و به جای راه و روش مستقل شدن روش زیبایی و آرایش و اینا رو یاد میدیم. تازه با این کار باعث میشیم خیلی از نابینایان که اعتماد به نفس پایینی دارن وقتی بفهمن این جوری مشهور تر میشن به خودی خود اعتماد به نفسشون میزنه بالا. تازه خرجش از تهیه وسایل کمک آموزشی و آشپزی و بقیه چیزا هم کمتره و افراد بیشتری رو هم جذب می کنه. مسئولان در صدد هستن یه کاری کنن حس استقلال و اعتماد به نفس در ما نابینایان افزایش پیدا کنه. خب اینم یه جورشه دیگه! نه؟ پس اگه فردا دیدید یه شبه عزت نفس دخترای نابینا زد بالا تعجب نکنید! سازمان فرهنگ و مسئولین محترم سال های متمادیست تلاش می کنن موفق نمیشن حالا با این روش یه شبه راه هزار ساله طی میشه! [ پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٥ ق.ظ ] [ سارا ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||